سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
608
تاريخ ايران ( فارسى )
حركت نمود ، روميان كه از اين قضيه آگاه شدند قوىدل گرديده از دجله عبور كردند و ديار بكر ( آمد ) و نصيبين هردو را محاصره نمودند . درين هنگام سفيرى از طرف قباد رسيد و تكليف صلح نمود . روميان كه گرفتن آمد را مشكل خيال ميكردند ولى بى خبر از اينكه خواربار تمام شده و آرتش ايران بمضيقه افتاده است ، پيشنهاد صلح را بمسرت قبول نمودند و خلاصه اينكه يكهزار پوند « 1 » طلا دادند و در عوض جاهاى از دسترفته را بازپس گرفتند . عهدنامهء صلح در 505 تنظيم شده و طرفين متعهد شدند كه تا مدت هفت سال آن را محترم شمرده به خاك يكديگر دستاندازى نكنند . آخرين جنك با هياطله 503 - 513 ميلادى جنگ بر عليه هياطله تا مدت ده سال طول كشيد و راجع به آن همينقدر ميدانيم كه قباد كاملا پيشرفت كرده اما از تفاصيل و جزئيات آن چيزى در دست نيست و از آنوقت اين صحرانوردان وحشى و خطرناك در سياست ايران اهميتى كه سابق داشتند آن اهميت را به كلى از دست داده و نفوذشان به كلى خاتمه پيدا نمود چنان كه بعد از اين ( مثلا در دورهء نوشيروان ) هروقت نامى از آنها برده مىشود البته مهاجم نيستند بلكه مورد هجوم و حملهء شاهنشاه واقع شدهاند . خلاصه خطر هونهاى سفيد كه سالها ايران را تهديد مينمود آن خطر از ميان رفت . قتلعام مزدكيان 523 عدهء مزدكيان از زمان جلوس قباد روزانه در ازدياد بود ، ولى بعد اين خيال براى آنها پيدا شد كه ممكن است بعد از قباد مورد تهديد واقع شده و جانشين او امر به قلعوقمع آنها كند موقع خود را متزلزل و مخاطرهآميز مىپنداشتند و توطئهاى كردند كه پادشاه را كه آنوقت پير بود مجبور كنند از سلطنت استعفا داده و آن را بيكى از پسرهايش فتاسارساس واگذار نمايد ، چه او آئين مزدك را قبول نموده و قول داده بود كه بعد از رسيدن بسلطنت آن را مذهب رسمى مملكت كند . قباد كه از اين دسيسه و سازش آگاه شد ابتدا روى خوش نشان داده حاضر شد كه از سلطنت كناره گيرد ولى بعد آنها
--> ( 1 ) - هزار ليبراى طلا بود و ليبرا در حدود 65 مثقال كنونى وزن داشت ( مترجم ) .